پیام آغاز سال ۱۴۰۵ خورشیدی
.
پیام آغاز سال ۱۴۰۵ خورشیدی
به نام نقشبند صفحه خاک
هموطنان گرامی و ایرانیان عزیز مقیم گرجستان،
مایلم در آغاز سال ۱۴۰۵، به عنوان خدمتگزار شما و سفیر جمهوری اسلامی ایران در این کشور، در خصوص شرایط آغازین این سال مهم با شما سخن بگویم.
ما سال ۱۴۰۴ را در حالی به پایان میبریم که در دو مقطع، با بیاعتنایی آشکار به اصل حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات و در تعارض با اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد—بهویژه اصل منع توسل به زور مگر در چارچوب دفاع مشروع—ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، با همراهی برخی متحدان خود، به سرزمین نیاکان ما، ایران عزیز، تجاوز کردند. این در حالی است که حتی بر اساس اظهارات صریح مقامات رسمی آمریکایی، از جمله آقای جو کنت، رئیس سازمان ملی مبارزه با تروریسم ایالات متحده، ایران هیچ تهدیدی علیه آمریکا محسوب نمیشد.
در این حملات، ما با مجموعهای از اقدامات جنایتبار، از جمله حمله به اهداف غیرنظامی و نقض آشکار اصول حقوق بینالملل بشردوستانه مواجه شدیم. یکی از بارزترین نمونهها، حمله به مدرسه دخترانه «شجره طیّبه» در میناب طی نخستین ساعات آغاز این جنگ بود که وجدان عمومی جهانی را بهشدت جریحهدار ساخت.
همچنین، ما از سوی برخی کشورهای همسایه که بهطور موقت آب، خاک، آسمان و سواحل خود را در اختیار نیروهای متجاوز قرار دادهاند، مورد اتهام قرار گرفتهایم، در حالی که این کشورها حاضر نیستند با ارائه یک سند رسمیبه شورای امنیت سازمان ملل، تأیید کنند که اجازه استفاده از اراضی، فضای هوایی و سواحل خود را به نیروی متجاوز ندادهاند! آنها همچنین توضیحی درباره نحوه هدف قرار گرفتن سربازان آمریکایی در خاک خود توسط اقدامات متقابل جمهوری اسلامی ایران ارائه نمیکنند. این وضعیت، گویای شکاف میان ادعا و واقعیت و فقدان شفافیت است.
ایران سال ۱۴۰۵ را با اقتدار آغاز میکند، هرچند خاطرات تلخ و فقدان عزیزان شریف ما در تابستان و زمستان ۱۴۰۴، همچنان در ذهنها زنده است؛ مردمانی بیدفاع و بیگناه، مقامات اداری و انتظامیبا مسئولیت غیر رزمی، و فرماندهان و شخصیتهای سیاسی از عالیترین سطوح، همچون رهبری کشور تا مقامات نظامی و امنیتی که همگی آماج ترور و کشتار قرار گرفتند. در تاریخ ایران نیز نمونههای مشابهی وجود داشته است. ملت ما، حتی در دوران باستان، جنگهای چندساله و سخت را با پایداری و صبر پشت سر گذاشته است. ایرانیان همواره با گردش
ایام، آغاز سال نو و اجرای سنتها، مراسم و آیینهای ملی و دینی، توانستهاند بر سختیها فائق آیند.
اکنون؛ مایلم تأکید کنم که ملت ایران با اقتدار کامل و با ایمان راستین به ارزشهای ایرانی، به مسیر خود ادامه میدهد و در برابر تحرکات و تقابلهایی که از ناآگاهی و شناخت ناقص نسبت به میراث تاریخی و ارزشهای سرزمینی ما نشأت میگیرد، پایدار میماند. این ارزیابی در حالی است که امروز سرزمین ما، آماج حملات و ضربات شدید متجاوزانی است که متأسفانه برخی از ناآگاهان، در حالی که از حقیقت و عمق این تهدیدها بیخبرند، با فریادهایی ناشی از نادانی، به استقبال این تجاوزها میروند و پرچم متجاوز به خاک اجدادشان را بر دوش میگیرند.
از نگاه اینجانب، سال ۱۴۰۵، سال تحولات شگرف در ایران و تغییر نقش منطقهای و موازنه قدرت ژئوپولیتیک کشور و جامعه ما خواهد بود. تحولی که میتوان آن را به نوعی همانند رویارویی نیروهای اهریمنی با ذات اهورایی ایران زمین تعبیر کرد. ایران امروز، در ظل عنایت الله یا همان «فرّه ایزدی» نیاکان باستانی ما، با استواری و پایمردی، سربلند و مقاوم ایستاده است تا از تمامیت ارضی، اقلیم دریایی و فضای خود دفاع کند.
بدون شک، این نبرد پرهزینه خواهد بود و بیتردید، اثرات آن بر جامعه جهانی تصویری روشن از ایران و ایرانیانی خواهد ساخت. تصویری که نشان میدهد چه کسانی نسبت به خاک و سرزمین خود خدمت کرده و چه کسانی خیانت پیشه نمودند. زانو زدن زبونانه در برابر کشورهای متجاوز و مهاجمیکه افکار عمومی آنان امروز تصمیم رهبرانشان چون ترامپ و نتانیاهو را برای حمله به ایران به چالش کشیده است، امری تازه نیست.
ایران همواره تحت تأثیر آن گروه از خودفروشان بوده است که به خون پارسی و نجابت ایرانی خود خیانت کرده و برای منافع شخصی و دستیابی به تمنیات ظاهری، کیان ایران و ایرانزمین را نادیده انگاشتهاند. این افراد همواره در تاریخ ایران رو سیاه خواهند ماند. قهرمانان واقعی تاریخ ما کسانی هستند که، همچون "سیاوش"، از دل آتش عبور کرده و به سلامت از بحرانها و تهدیدها و اتهامزنیها بیرون آمدهاند.
هموطنان مقیم گرجستان،
ایرانیان عزیز،
با همه مشکلات و دشواریها در شرایط سخت جنگی نابرابر، سفارت جمهوری اسلامی ایران در طول این مدت کوشیده است در ارائه خدمات کنسولی و تسهیلات لازم به یکایک اتباع، دریغ نورزد و با همکاری مقامات مسئول در کشور گرجستان، و با اتکاء به قریب به سه هزار سال روابط پایدار میان دو ملت، زمینه تأمین منافع ملی ایران و ایرانیان را برقرار نگه دارد. ما سال ۱۴۰۵ را با عبور از این جنگ و با دفاع شرافتمندانه و مبتنی بر اخلاق ادامه خواهیم داد، و بیتردید، با آمدن بهار تازه، فرصتهایی فراهم خواهد شد تا بر جراحات عمیق آسیبدیدگان و بازماندگان شهدا مرهمیگذاشته شود. فراموش نباید کرد؛ این مرهم تنها در بستر همبستگی، همدلی و همسرنوشتی معنا پیدا خواهد کرد. از این جهت مایلم یادآور شوم که امروز ایرانیان مقیم گرجستان نیازمند انجمنی هستند که بتواند اتفاق و اتحاد را میان آنان دوباره برقرار سازد. در کنار نهادهای سیاسی، این اتفاق و همبستگی میتواند مسیر تحولی عظیم و شگرف را ایجاد کند که بیتردید تأثیر اجتماعی، اداری و سیاسی آن در ایران و محیط همسایگی احساس خواهد شد.
روزهای سخت زمستان به پایان رسیده است و بهار، هرچند با دفاع شرافتمندانه آغاز شد، نوید شکوفه زدن و حیات دوباره طبیعت را به ما میدهد. بهار ما را امیدوار میکند تا بتوانیم ایران را دوباره بسازیم. ایران با ایرانیان ساخته میشود و ایرانیان با اتحاد، اتفاق و همدلی میتوانند سرنوشت خود را در دست بگیرند، بر نیروی اهریمنی و خائنان غلبه کنند و دشمنان دیو صفت را در برابر اقدامات خود پشیمان و سرافکنده سازند.
عزت ما در گرو آیندهای روشن و در همبستگی با یکدیگر خواهد بود.
هموطنان گرامی؛
ما مفتخر هستیم نوروز ۱۴۰۵ که نخستین بار "جمشید" پادشاه اساطیری ما برپا کرد را در سرزمین گرجستان آغاز میکنیم که "جمشید ها" و "سهراب ها" در آن نامهای مشترک و پل اتصال و ارتباط اجتماعی ما هستند.
این روز؛ گرجستان هم به مانند ما ماتمزده و سوگوار از دست رهبری بزرگ و تاثیرگذار است. از این فرصت استفاده میکنیم و در غم مردم شریف گرجستان هم شریک میشویم. با همه این مشکلات زندگی جریان دارد و باید در کنار همسایگان خوب خود زندگی را برقرار نگاه داشت.
نوروزتان پیروز باد.
سید علی موجانی
سفیر جمهوری اسلامی ایران در گرجستان
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بیقراری
ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن
مرهم به دست و ما را مجروح میگذاری
یا خلوتی برآور یا برقعی فرو هل
ور نه به شکل شیرین شور از جهان برآری
هر ساعت از لطیفی رویت عرق برآرد
چون بر شکوفه آید باران نوبهاری
عود است زیر دامن یا گل در آستینت
یا مشک در گریبان بنمای تا چه داری
گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری
وقتی کمند زلفت دیگر کمان ابرو
این میکِشد به زورم وآن میکُشد به زاری
ور قید میگشایی وحشی نمیگریزد
در بند خوبرویان خوشتر که رستگاری
زاول وفا نمودی چندان که دل ربودی
چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری
عمری دگر بباید بعد از فراق ما را
کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
ترسم نماز صوفی با صحبت خیالت
باطل بود که صورت بر قبله مینگاری
هر درد را که بینی درمان و چارهای هست
درمان درد سعدی با دوست سازگاری