نوشتار سفیر جمهوری اسلامی ایران بمناسبت درگذشت رهبر بزرگ دینی ومعنوی گرجستان
.
نوشتار سفیر جمهوری اسلامی ایران بمناسبت درگذشت رهبر بزرگ دینی ومعنوی گرجستان
امشب در کنار هزاران نفر از مردم مؤمن گرجستان، برای وداع با پیکر بزرگترین رهبر دینی و معنوی این سرزمین، عالیجناب ایلیای دوم، که دیشب جان به جانآفرین تسلیم کرد، با پای پیاده عازم کلیسای سامبا، تثلیث مقدس، بر فراز کوهی مشرف بر شهر تفلیس شدم.
فضا آکنده از اندوهی عمیق و در عین حال سرشار از ایمان و آرامش بود؛ گویی تاریخ، هویت و معنویت گرجستان، یکپارچه در این وداع باشکوه تجلی یافته بود. احساسات مردمیکه در این راهپیمایی همراهی میکردند، وصفناشدنی بود. دیدگانی اشکبار و چهرههایی در ماتم، همانند فرزندانی که پدر خویش را از دست دادهاند.
عالیجناب ایلیای دوم برای همه مردم گرجستان فارغ از گرایشها تنها یک رهبر دینی نبود؛ او شخصیتی کاریزماتیک و عمیقاً اثرگذار در تاریخ معاصر این کشور، بهویژه پس از دوره استقلال، بهشمار میرفت. در سالهای دشوار و در میانه تنشها و کشمکشهای پیچیده سیاسی و اجتماعی، توانست روح معنویت را زنده نگه دارد و پایههای اخلاق اجتماعی را در میان جامعه خداباور گرجستان استوار و ماندگار سازد.
فضای معنوی کلیسا و آوای ملکوتی همسرایانی که از طبقه دوم، نغمههایی از کلمات مقدس را طنینانداز میکردند، چنان تأثیری ژرف بر جان و جسم هر انسان مینهاد که گویی روح، از قید زمان و مکان رها میشد.
برای دقایقی، آن حال و هوا مرا چنان دربر گرفت که اندوهی عمیق، آمیخته با ایمانی روشن به رستاخیز موعود، در درونم موج زد؛ اشکی بر دیده نشست که دیگر مجال پنهانکردنش نبود.
به رسم مشایعت بزرگان، در زیر تابوت پیکر نحیف اما نورانی او همراه شدم. برای چند قدم، افتخار آن را یافتم که تابوت کسی را بر دوش بگیرم که عمر خویش را یکسره وقف مردمش کرده بود.
ایلیا شخصیتی منحصربهفرد و متمایز در قیاس با بسیاری از رهبران دینی عصر خود بود. گاه در قامت یک مقام معنویِ پایبند به اخلاق سیاسی، برای نجات و رهایی مردمش با صراحت و دلسوزی، به موعظه و هشدار خطاب به شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و آحاد جامعه میپرداخت. گاه در خلوت صومعه، سر بر آستان عبادت مینهاد و با خدای خویش به راز و نیاز میایستاد.
امشب برای من، در تاریخ مأموریتم، شبی عمیقاً اثرگذار و فراموشنشدنی بود؛ شبی در کنار پیکر روحانیِ بزرگمردی که حضورش مایه آرامش دلها و تسکین دردهای اجتماعی بود.
او با جایگاه پدرانهاش، نهتنها یک رهبر دینی، بلکه پناهی معنوی برای مردم خود بهشمار میرفت؛ شخصیتی که با غسل تعمید دهها هزار نفر از هممیهنانش، پیوندی ژرف با جان و ایمان آنان برقرار کرد و بهراستی پدر معنویشان شد.
این وداع، تنها بدرقه یک انسان نبود؛ بدرقه بخشی از تاریخ زنده و روح جاری گرجستان بود؛ روحی که از بلندای کلیسای تثلیث مقدس اوج میگرفت و بر فراز این سرزمین میماند تا همچنان ناظر و پاسدار آب و خاک و آسمان گرجستان باشد.
آمین.