گفتگوی اختصاصی سفیر جمهوری اسلامی ایران با ایسنا
باید برای جنگی حقوقی پس از پایان نبرد آماده باشیم
گفتگوی اختصاصی سفیر جمهوری اسلامی ایران با ایسنا
سئوال: ارزیابی شما از گذشت یک ماه جنگ تحمیلی که توسط دشمن صهیونیستی و آمریکایی علیه کشورمان صورت گرفته چیست؟ تا چه اندازه جهان با واقعیت موجود آگاه شده و علاوه بر این اقدامات ایران را در مقابله با دشمن چطور ارزیابی میکنید؟
بایستی به چند نکته اساسی اشاره کرد. یکم، اگر ما بخواهیم بر اساس مواضع شخص ترامپ به عنوان قطب نمای سیاست امریکا در شرایط حاضر به وضعیت یک ماه گذشتهی جنگ نگاه کنیم، شاهد آن هستیم که قبل از ورود به جنگ او از ناوگان شکستناپذیری صحبت میکرد که به سمت ایران در حرکت است. الان قریب به پنج هفته پس از شروع جنگ ما شاهد آن نیستیم که این ناوگان هنوز به ایران رسیده باشد. ناوگان شکستناپذیر امریکا به دلیل آنچه خود ترامپ در خصوص یکی از ناوهای هواپیمابر اذعان کرد از 17 نقطه مورد حمله قرار گرفته است. هیچ مهم نیست که این 17 پرتابه به هدف نشسته باشند یا خیر. مهم آن است که این ناو از حالت عملیاتی برای یک دوره خارج شد و به نظر میرسد که تا دو سال آینده برای تعمیرات به زمان نیاز دارد. از سوی دیگر، در خصوص از بین بردن توان دفاعی ایران در رزم مقابل دشمن صهیونیستی و آمریکا نیز مواضع شخص ترامپ یا نتانیاهو و وزیر دفاعِ هیجان زده و عصبی آمریکا خودگویای واقعیت امر است. از روزهای نخست و با اولین موج عملیات آنها اعلام کردند که توان دفاعی ایران را در هم شکسته و متعاقب آن آمار و اطلاعات مختلفی را در خصوص باز بودن آسمان ایران و از بین رفتن نیروی دفاع آفندی ایران مطرح ساختند. زمان نشان داد که اینگونه نبوده است. ایران در همین بازه زمانی چندین پرنده دشمن صهیونیستی و آمریکا را نه تنها بر فراز خاک خود منهدم کرد بلکه در هنگام عبور از مرز کشورهایی که آسمان خود را برای تعرض به ایران گشوده بودند هدف قرار داد و آنها در همان کشورها ساقط شدند. این نشان میدهد که آسمان بخشی از آسیای غربی اینک به روی ایران باز شده است. در خصوص پرتابههای ایران نیز تنوع جغرافیا و دایره وسیع آن از مدیترانه تا کنارههای اقیانوس هند به معنای آن است که جمهوری اسلامی ایران توان دفاعی مستحکم و با قابلیت عملیاتی همهجانبه و فعال دارد.
یک ویژگی دیگر در روایت این جنگ نیز قابل توجه است. روایتهای پیوستهای که مقامات ایالات متحده امریکا از آغاز و حتی پیش از شروع جنگ مطرح میکردند؛ یعنی «آزادسازی مردم ایران» به سطحی رسیده است که با افتخار و بدون هیچگونه پردهپوشی به جنایتهای مکرر خود علیه شهروندان بیگناه ایرانی و مردمیکه برای آزادی آنان وعده میدادند، میبالند. این نشاندهنده واقعیت عینی آن چیزی است که بسیاری ناآگاهانه تصور میکردند؛ اینکه پشت دستکش مخملی آمریکا دستی گرم و صمیمانه برای فشردن وجود دارد. واقعیت نشان داد که آمریکاییها و اسرائیلیها؛ که روزی نتانیاهو با نوشیدن لیوانی آب به آینده آرامش بخش و رفاه مردم ایران به شرط دوستی با اسرائیل اشاره میکرد، چقدر با تحریف و دروغ بوده است. نتانیاهو و ترامپ در حال ساختن روایتی غیرواقعی از اغراض و نیت شوم خود نسبت به نه فقط مردم ایران، بلکه تمدن و فرهنگ کهن ایران زمین بودند. برای آنان حمله به میراث تاریخی و جهانی که در حافظه بشری اثر نمادین دارد کوچکترین قبحی ندارد.
سئوال: اشاره ترامپ به «بازگرداندن ایران به عصر حجر» مؤید آن است که در تفکر سیستمی آمریکا، و نه صرفاً شخص ترامپ، چه ارزشیابیها و داوریهایی طی نیمقرن اخیر؛ و اگر دقیقتر بگوییم، از زمان کودتای 28 مرداد نهفته و انباشته شده است. این جنگ را با سایر جنگ های تاریخ به لحاظ اقدامات غیرقانونی و غیرحقوق بشری که امریکا و اسراییل مرتکب شدند چطور ارزیابی میکنید؟
به ندرت میتوان در تاریخ مدرن جهان نمونهای از جنگی مانند آنچه که ترامپ و نتانیاهو در ایران آغاز کردند را برشمرد. هیچ یک از رهبران تاریخ مدرن در جنگهایی که به جنایت، جرم و کشتار جمعی منتهی شده است، بهطور عامدانه، آگاهانه و با پذیرش قبلی مسئولیت و حتی با افتخار، اقدامات خود را به عنوان جنایت به رسمیت نمیشناختند و مسئولیت حقوقی اعمال غیرانسانی و خلاف موازین و هنجارهای بینالمللی را نمیپذیرفتند. اما ترامپ و نتانیاهو به تواتر چنین میکنند. در تاریخ تنها آمریکا بود که مسئولیت حمله اتمیبه دو شهر ناکازاکی و هیروشیما را پذیرفت و تنها آمریکا بود که به فرماندهی ناوگان دریایی خود در خلیج فارس، برای ساقط کردن هواپیمای ایرباس مسافربری در جریان جنگ تحمیلی، مدال اعطا کرد. این ویژگی جنایتپیشگی و افتخار به آن، حاصل تربیت هنجاری در نظام آموزشی بخش عمدهای از جامعهای است که تصورشان از جهان، هالیوودی است. در نگاه آنان، جنایت هیچ امر قبیحی نیست و برای نیل به آن میتوان همه امکانات، منابع و ارزشهای اخلاقی را فدا نمود.
آمریکا در جنگ علیه ایران یک ژانر خاص در تاریخ جنگهای نظامیبر جای گذاشت: تصویری سیاه و غیرقابل بخشش که با هزینه فراوان برای مردم آمریکا همراه است و آنها بایستی با شرمندگی نسبت به آنچه اتفاق افتاده، به مطالعه اسناد سیاست خارجی و عملیات نظامی ترامپ و تیم او در آینده مبادرت ورزند. در ادامه، کافی است ادبیات ترامپ طی یک سال اخیر نسبت به ملتها، کشورها و سرزمینها با ادبیات دوران تاریخی قبل از آبراهام لینکلن—یعنی عصر بردهداری، همان عصر تاریک بردهداری آمریکا؛ مقایسه شود. به روشنی مشخص میگردد همان مضامین و همان نگاه نسبت به سایر مردم جهان، فارغ از رنگ پوست یا چهره آنان، امروز در ذات و جوهره اندیشه ترامپ و حامیان او وجود دارد. این یعنی بازگشت به دورهای تاریخی که در آن، ارزشهای انسانی به کمترین و نازلترین سطح ممکن تنزل یافته بود. در حالی که بخش عمده ملت بزرگ ان کشور طی سالهای پس از عصر بردهداری کوشش داشتند آن لکه ننگ و آن تصویر سیاه به انسانهای دیگر را از پیشانی آمریکا پاک کنند، ترامپ امروز همان تصور را دوباره بازتولید کرده است.
سئوال : قطعا تا بحال اقدامات حقوقی از سوی ایران صورت گرفته، آیا اقدامات حقوقی و بین المللی ایران را کافی می دانید؟ در مورد موضوعات هسته ای چطور. چه اقداماتی اثربخش تر خواهد بود؟
اقدامات حقوقی مبتنی بر جمعآوری اسناد، مدارک و روندهایی است که در فرایند آنچه در حال اتفاق افتادن است آماده میشود. بله، به نظر میرسد که مکاتبات وزیر امور خارجه، بیانیهها، پیامهای رسمی و تماسهای انجام شده در تولید این محتوای پایه موفق بوده است، اما این تنها آغاز راه است. جمهوری اسلامی ایران بایستی برای مستندسازی آنچه در این روزها رخ داده، به صورت جمعی و فردی اقدام نماید و یکایک آحاد ملت وظیفه دارند در حفظ اسناد و مدارک و در تنظیم، ترتیب و تدوین آن به عنوان یک آرشیو تاریخی مهم در دفاع میهنی و دفاع از شرافت و کیان ایران و ایرانیان گام بردارند. بیتردید فرزندان حقوقدان و دیپلماتهای جوان ایرانی در این مسیر گامهای بلندی برخواهند داشت و دستگاه دیپلماسی با مدیریت متمرکز و استفاده از تمامی تجربیات علمی و دانشگاهی پژوهشگران و اساتید حوزه حقوق بینالملل، لوایح و طرحهای اجرایی خود را به منصه ظهور خواهد رساند. ما برای ورود به جنگ حقوقی پس از پایان این نبرد و پیروزی در آن، باید آمادگی کامل داشته باشیم.
سئوال: رویکرد مقامات رسمی و افکارعمومی در کشوری که شما در آن حضور دارید به عنوان سفیر ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
مقامات گرجستان از ابتدا با ابراز تأسف؛ یعنی در ساعات نخستین پس از آغاز جنگ و با تالم شدید نسبت به آنچه که «تجاوز» بود، موضع گرفتند و در ملاقات بدان اصرار داشتند. شرایط گرجستان به عنوان کشوری کوچک اما مهم در ژئوپولیتیک جهان امروز، که میتواند کریدور میانی مسیرهای اتصال زمینی آسیا به جغرافیای دریایی اروپا باشد، ایجاب میکند که دولت گرجستان از تبعات و اثرات آنچه در حال بروز و ظهور است، آگاه باشد. لذا از ساعات اولیه تجاوز، این جانب در تماس و تبادل نظر پیوسته و منظم با مقامات گرجستان بوده و در نوشتهها، مصاحبهها، پیامها و مطالبی که در فضای رسانهای این کشور انتشار یافت، کوشش کردیم تا در کنار سایر همکارانم در سفارت جمهوری اسلامی ایران، تصویر واقعی از شرایط را با مردم و مقامات گرجستان در میان نهیم؛ تصویری که کمک کرده است تا احساسات و افکار عمومی این جامعه متوجه بسیاری از آن چیزی شود که در واقعیت، با پوشش رسانهای غرب، مکتوم و پنهان مانده است.
با این همه، به نظر میرسد هنوز جامعه گرجستان و افکار عمومی این کشور که در این روزها با غم و تأثر درگذشت رهبر دینی خود مغموم و محزون هستند، از تحولات منطقه آگاهی چندانی ندارد. ریشه این عدم ادراک و شناخت شاید به کاهش ارتباط و اتصال اجتماعی میان جوامع دو ملت، به ویژه طی سالیان اخیر و پس از بروز همهگیری کرونا که قوانین سختگیرانه برای آمد و شد اعمال شد، برگردد. با این حال، ارزیابی من این است که تا امروز، مقامات گرجستان در دولت و بخش زیادی از جامعه، در خصوص آن فاجعه عظیمیکه اسرائیل و آمریکا رقم زدهاند، به صورت شخصی و قلبی و گاه در بیان سیاسی و رسمی، ابراز انزجار نمودهاند.